خرید بک لینک
ای که هستی صاحب تیپ قشنگ و دلگشا صورت همچون زحل را از کجا آورده ای ؟ هي به ماگفتی که هستي بي رياوساده زيست پس تو این خيك و کپل را از کجا آورده ای ؟زير دستت غيب شد انبوه نفت و ده دكل قدرت محو دكل را از كجا آورده اي؟ بسته ای از پشت سر دستان شیطان خبیث اینهمه مکر و دغل را از کجا آورده ای توكه هر روز و شبت خوابیده ای زیر لحاف اینهمه حق العمل را از کجا آورده ای ؟ ای که می گفتی که از دنیای دون ناراضی ام حوریان در بغل را از کجا آورده ای ؟ پیش ازاین بودی فقط یک عُضوازشورای شهر کُـرسی بین الــملل را از كجا آورد

برچسب: کجا,آورده, نویسنده: پارسا حسنی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:57

این همه ما و من نمی خواهیم نازهای خفن نمی خواهیم مملکت سهل و ساده می چرخد صاحب علم و فن نمی خواهیم ! بسکه با کاپشن بلوف می زد بعد ازاین کاپشن نمی خواهیم بی خیال گشودن قفلیم کار سخت از حسن نمی خواهیم باپرایدی که جملگی داریم توی خانه لگن نمی خواهیم تا که داریم مثل ده نمکی گلدن و نخل کن نمی خواهیم! مختلس گفت کمتر از پول_ کل نفت وطن نمی خواهیم ای خوشا آن کسان که می گویند بی خیالیم و زن نمی خواهیم چونکه نان خوردن این زمان سخت است روی صورت دهن نمی خواهیم ما تماشا کنان معشوقیم گشت ارشاد و ون نمی خواهیم رو کن آن دست مخملینت را زیر دستت چدن نمی خواهیم تا فلسطین و سوریه هستند نان و آب و لبن نمی خواهیم!

برچسب: نمی,خواهیم, نویسنده: پارسا حسنی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:57

مسعود فراستی منتقد خوش اخلاق و باادب مشهور طی مصاحبه ای دود آلود گفته : من بسیاری از مواقع فیلمها را ندیده نقد میکنم . اگر خا...شو دارید با من مقابله کنید ! ماهم در اینجا میگوییم درود بر روان پاک وریش حنابسته ات استاد که راستش را میگویی. بیخود نبوده که از زیر تیغ اعدام خلاص شدی بسکه راستگویی ! اصولا ندیده و نخوانده حکم کردن کار خیلی از ماهاست . مثلا در دانشگاه استادی داشتیم که کلا" خواندن و تصحیح اوراق را به مصلحت نمی دانست . ایشان با توجه به حسی که نسبت به دانشجو داشت و با توجه به زیبایی و قد و وزن دانشجو نمره می داد. گاهی جمال و زلف طرف دلش را می برد و دراین حالت اگر برگه ی امتحانی آن دانشجو

برچسب: نقدندیده, نویسنده: پارسا حسنی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:57

ای دوستان بگیرید دست مرا به یاری تا من امید یابم در روزگار جاری داغی عشق او را بر روی تن چشیدم وقتی که ریخت چایی در روز خواستگاری گفتم که روسری را واکن ز سر نگارا تا بوی عطر و گل را از طره ها بیاری من با پراید رفتم تا خانه ی نگارم آمد رقیب اما با یک مدل فراری در سفره ام نباشد جز نان و دوغ اما بوی کباب آید از خانهء کناری این جمله ای که گویم کارسیاسیون است امروز خر نمودن فرداش خرسواری گفتند مختلسها یاری کنید ما را چون قصد خیر داریم از این حرامخواری اعراب و چین و لبنان خوردند مال ما را گوییم شکر هر دم زین حسن همجواری با کوشش فراوان این مملکت چه امن است در جاده و خیابان یا در کلاس قاری! ذر طو

برچسب: دوستان,بگیرید,دست,مرا,یاری, نویسنده: پارسا حسنی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:57

"یکی درد و یکی درمان پسندد" یکی سخت و یکی آسان پسندد یکی هم اختلاس میلیاردی ز بانک وبیمه ی ایران پسندد یکی بر بی زنی دارد تمایل یکی شش تا زن جانان پسندد یکی هم هیکلی مانند بشگه یکی ترکیب نی قلیان پسندد یکی سیمای میلی وطن را یکی بی بی سی و جم وان پسندد یکی تاج و بنان را می دهد گوش یکی هم اندی و سوزان پسندد یکی شیراز و رشت و مشهد وقم یکی تایلند و هندستان پسندد یکی هی خوردن اموال مردم دو لپی و همین الان پسندد یکی سنت یکی افکار نو را یکی کفر و یکی ایمان پسندد یکی شرق و بهار و اطلاعات یکی فحاشی کیهان پسندد پسند من ولی هرگز مهم نیست پسندم آنچه را زن جان پسندد! + نوشته شده در جمعه بیستم اسفند ۱۳۹۵سا

برچسب: جان, نویسنده: پارسا حسنی تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 7:57

صفحه بندی